بسمه تعالی معیار کرامت انسان در قرآن یکی از سؤالاتی که ممکن است پیش آید این است که معیار کرامت انسان در قرآن چیست؟ -         خداوندی که انسان را آفرید و او را اشرف مخلوقات و مخاطب وحی خویش قرارداد،چه جنبه ای از انسان را معیار کرامت قرار داده است؟ -         آیا جسم انسان می تواند معیار کرامت انسان قرار بگیرد؟ -         آیا قدرت ذهن بشر می تواند معیار کرامت انسان قرار بگیرد؟ -         آیا پیشرفت های علوم تجربی بشر را می توان مصداقی از کرامت او دانست که خداوند منبع این علم را به بشر عنایت کرده است؟ -         و بالأخره چه ویژگی ای باعث شده است که انسان دارای کرامت الهی بشود؟ در پاسخ فرمایشات استاد گران قدر حضرت آیت الله جوادی آملی (حفظه الله )می تواند راه گشای مطلب باشد. ایشان می فرمایند: «قرآن کریم در بیش از پنجاه آیه، وصف های نکوهیده ای را اشاره و به جهت آن ها انسان را سرزنش کرده است.صفاتی مانند: بخیل، ضعیف، هلوع، جزوع، منوع، عجول، قتور،ظلوم، جهول،...، همگی به طبیعت انسان باز می گردد و منشأ پیدایش این اوصاف رذیله،جاذبه های طبیعی انسان است، چنانکه منشأ صفات فضیلت،جذبه های فرا طبیعی اوست.جهاد اکبر یا اوسط، صحنه نبرد میان این دو دسته صفات است و در این میان اگر جاذبه های طبیعی بر جذبه های فراطبیعی انسان،پیروز شود، صفات رذیله ظهور می یابد و اگرجذبه های فرا طبیعی انسان بر جاذبه های طبیعی او غالب آید، اوصاف فاضله پدید می شود.[1] عوامل مادی به منزله مبدأ قابلی و مستعدّ پدید آمدن رذایل اخلاقی است و چون این رذایل، نفسانی است ونفس گرفتار آن ها به عیب وشر،موصوف است،ریشه در ملکوت عالم ندارد و مشمول اصل جامع « و ان من شئ إلّا عندنا خزائنه و ما ننزّله إلّا بقدر معلوم»[2]نخواهد بود؛ زیرا برابر آیه « و ما أصابک من سیئّه فمن نفسک»[3] همه سیّئه ها از نفس خود انسان است و اگر چه اصل هستی آن ها از نزد خداست؛ چون « کلّ من عندالله »[4] اما صبغه نقص و عیب و شر و رنگ سیّئ بودن آن ها از نفس خود انسان است.[5] کرامت انسان به کدام جنبه او بر می گردد به طبیعت یاروح او؟ اما بخش اصیل انسان یعنی روح او ویژگی هایی دارد که اساس آن ها « کرامت» است. خداوند به این ویژگی ها چنین تصریح فرموده است که ما بنی آدم را مکرّم کردیم: « و لقد کرّمنا بنی ادم»[6] آیا مرجع این کرامت، بدن انسان است یا روح او و یا حقیقتی دیگر؟ بازگشت کرامت انسان به بخش طبیعی او، توجیه علمی و معقول ندارد؛ زیرا در میان حیوان ها، زیباتر و ظریف تر از انسان هم فراوان است. همچون طاووس که چشم ها را خیره کرده و بیننده ها را به شگفتی وا می دارد.با این وجود حیوانی است حرام گوشت که یک رشته از پر زیبای او اگر در لباس نمازگزاری باشد، بطلان نمازش را در پی دارد.اما انسانی سیاه پوست و به ظاهر نازیبا مانند بلال حبشی چنان والاست که بهشت با آن همه زیبایی، همواره مشتاق اوست.[7] پس اگر معیار کرامت انسان، بدن او باشد، این کرامت ویژه آدمی نخواهد بود؛ زیرا خط سیر وتطور آفرینش بدن را دیگر حیوان ها نیز پیموده اند.ولی خداوند درباره هیچ یک، خود را « أحسن الخالقین» ، نخواند و تنها درباره انسان، چنین فرمود که : « ثمّ أنشأناه خلقا اخر فتبارک الله أحسن الخالقین».[8] اگر خدای انسان آفرین، « احسن الخالقین» است، پس خلقت انسان، « احسن خلقت ها»  و خود انسان هم « احسن المخلوقین» است.از این رو می فرماید:« لقد خلقنا الانسان فی أحسن تقویم»[9] بنابراین محور کرامت انسان را در غیر بدن و جنبه طبیعی او باید جستجو نمود.[10] مال و جمال بلکه علم و دیگر اوصاف کمالی که از میان رفتنی است، نه تنها معیار کرامت انسان نیست که همگی وسیله ابتلا و امتحان او در دنیا است.قرآن کریم به اشتباه توده انسان ها در این باره، اشاره دارد که:« فأمّا الإنسان إذا ما ابتلیه ربّه فاکرمه و نعّمه فیقول ربّی أکرمن* وأمّا إذا ماابتلیه فقدر علیه رزقه فیقول ربّی أهانن* کلّا...[11]». پس نه بدن انسان ونه روح متعارف اوف هیچ یک معیار کرامت نهایی بشرنیست؛زیرا خداوندی که از کرامت انسان سخن می گوید،از حیوان و پست تر از حیوان بودن او و گیاه و پست تر از گیاه بودن او و سنگ و پست تر از سنگ بودن او نیز یاد می کند.گروهی را مانند حیوان و فرومایه تراز آن می خواند که :«اولئک کالأنعام بل هم أضل»[12] و دسته ای را چون سنگ و سخت تر از آن می داند که :« فهی کالحجاره أو أشدّ قسوه»[13]زیرا از درون بعضی سنگ ها چشمه زلال آب، می جوشد:« و انّ منها لما یشقّق فیخرج منه الماء»[14]ولی قلب قسی و سنگی آن ها را چنین برکتی نیست.[15] پس اوج کرامت آدمی که جنبه ملکوتی انسان را در:« نفخت فیه من روحی»[16]، تامین می کند، به فراترین مرتبه تقوا وابسته است.یعنی:« إنّ أکرمکم عندالله أتقئکم»، با کرامت ترین شما در پیشگاه خدا با تقواترین شماست».[17]     

.........................................

        [1]-  آیت الله جوادی آملی ، عبدالله ،صورت و سیرت انسان در قرآن،چاپ هفتم زمستان1390، ص 78. [2]- حجر، 21 [3]- نساء، 79. [4]- نساء، 78. [5]- صورت و سیرت انسان در قرآن، ص 79. [6]- اسراء، 70. [7]- صورت و سیرت انسانف ص 80. [8]- مؤمنون،14 [9]- تین، 4. [10]- صورت و سیرت انسان در قرآن، ص 80. [11]- فجر، 15-17. [12]- اعراف، 179. [13]- بقره ،74. [14]- بقره،74. [15]- صورت و سیرت انسان، ص 82و 83. [16]- سوره حجر، آیه 29، سوره ص آیه 72. [17]- سیرت و صورت انسان در قرآن، ص 83.



موضوعات مرتبط: انسان شناسی قرآنی ، سیرت و صورت انسان در قرآن ، کرامت انسان در قرآن ، مجموعه نوشتار ( مدیر وبلاگ )
برچسب‌ها: موضوعات قرآنی , انسان شناسی قرآنی , آیت الله جوادی آملی حفظه الله , آثار تدوینی نایبی

تاريخ : ۱۳۹۲/۰۷/۲۲ | 17:26 | نویسنده : سلطان علی نایبی |